مرتع از گذشته تا كنون
ايران كشوري است كه از دير باز مردم آن به كشاورزي و دامپروري اشتغال داشته اند. در گذشته نزديك بيش از نيمي از افراد جمعيت در اين كشور كشاورز و دامدار بوده اند. نخستين تمدنها در ايران بر پايه دامپروري و استفاده از مراتع شكل گرفته و زندگي شباني پايه اساس ايلها و عشاير ايران را بنيان نهاده است. عشاير بازمانده همان روش زندگي باستاني هستند. در بدو امر بدليل كمبود جمعيت و فراواني مراتع دامپروران مشكلي احساس نمي كردند ولي با افزايش جمعيت و محدود شدن مراتع بدليل گسترش كشاورزي و افزايش تعداد دام و بر هم خوردن تعادل بين توليد و مصرف تعادل بين مرتع و دام نيز بر هم خورد و اختلالاتي در وضعيت مراتع بوجود آمد كه لزوم مطالعه و شناسايي بيشتر مراتع را آشكار مي سازد.
گرفته شده از كتاب مرتع تاليف مهندس منوچهر پازوكي
تخريب مرتع در يك نگاه:
متاسفانه به دليل استفاده هاي غلط هم از وسعت و هم از كيفيت مراتع كاسته شده است. به طوري كه هم اكنون از سطح 90 ميليون هكتار مرتع فقط 16 ميلين هكتار از آن در شرايط خوبي قرار دارد.
اگر اين خرابي و نابودي ادامه پيدا كند توليد علوفه مورد نياز دام روز به روز كمتر مي شود و خاكهاي حاصلخيز كشاورزي نيز از بين ميروند. از طرفي نابودي مراتع موجب بروز سيل و در نتيجه پر شدن مخرن سدها مي شود وسر انجام مراتع اين ثروت خدادادي به بيابانها و شوره زارها تبديل مي شوند.
گرفته شده از كتب ترويجي وزارت جهاد كشاورزي
براي بيان تعريف آبخيزداري بايد در ابتدا معني حوضه آبخيز را بدانيم:
آبخيز(watershed):
آبخيز واحدي هيدرولوژيك است كه به عنوان واحد فيزيكي, بيولوژيكي, سياسي, اجتماعي و اقتصادي براي طراحي ومديريت منابع طبيعي (آب, خاك , پوشش گياهي) پذيرفته شده است.
به عبارت ديگر آبخيز منطقه اي توپوگرافي است كه توسط يك سيستم رودخانه زهكشي ميشود.
: (watershed management تعريف آبخيز داری(
آبخيزداري عبارت است از فرآيند تنظيم و اجراي اقدامات مناسب به منظور اداره منابع موجود
در آبخيز, باكسب منافع, بدون آسيب رساندن به موجوديت اين منابع.
علم آبخيزداري در اوايل قرن بيستم به دلايل زير ايجاد شده است :
1- كسب دانش وآگاهي بيشتر درمورد دوره هيدرولوژيك وعملكرد آن.
2-افزايش جمعيت وفشار حاصله از آن به اراضي ومنابع آب.
3-افزايش بيش از حد مصرف آب كه ناشي از پيشرفت فن آوري وبالا رفتن سطح زندگي مردم
بوده است.
4- بروز مشكلات جديد وپيچيده مرتبط باآب از جمله: مشكل وجود مناطق سيل گير, ايجاد آلودگي
آب, سكونت در مناطق خشك و...
مديران امور برنامه ريزي, سرانجام پي بردند كه آبخيز ميتواند به عنوان بهترين واحد طبيعي براي اداره منابع طبيعي محسوب شود.
هدف از آبخيزداري:
هدف مديريت منابع آبخيز عبارتند از:
تحت كنترل درآوردن عمليات كشاورزي, دامپروري, ساختمان سازي, راهسازي,قطع درختان وبه طور كلي هرگونه عملي چه مفيد وچه مضر, چه مثبت وچه منفي, ارزيابي آنها وتوجه به وضعيت آبخيز براساس خصوصيات زمين شناسي, خاك شناسي, پوشش گياهي, اقليم شناسي, هيدرولوژي وارائه رهنمودها وپيشنهادها جهت اجرا و مديريت صحيح در مورد همه عوامل طبيعي وزيستي هر اكوسيستم در واحدهاي طبيعي خاص واعمال مديريت بر روي عواملي كه در توزيع آب وكيفيت هيدرولوژيكي تاثير دارند, تا به صورت مطلوب وعلمي, خاك حوضه آبخيز از فرسايش حفظ گردد.
آبخيزداري الهي ترين نگاه به طبيعت است وآبخيزدار را ميتوان پزشك طبيعت ناميد. يك آبخيزدار خوب با بررسي دقيق ومطالعه علمي حوضه آبخيز, به تعبيري دردهاي يك حوضه را شناخته, ودرجهت درمان آن برنامه ريزي ميكند.آبخيزداري با نگاهي خدا گونه عرصه طبيعت را براي زيست و بهره برداري انسان مهيا ميكند.شايد اين تعابير كمي اغراق آميز به نظر برسد, اما ميشود تمام علوم راهديه اي از جانب خدا براي حكومت بر كره خاك دانست.
اگر ما با اين ديد به علوم نگاه كنيم, هرگز آنها را در راه نابودي نوع بشر به كار نخواهيم بست.
باتشكر از اساتيد محترم:دكتر حسيني- مهندس ابراهيمي.
تهيه كننده:ياسر سليماني- ترم 6- دانشگاه آزاد اسلامي واحد تربت جام